تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

امام علی علیه السلام درباره خویش فرموده است:«ما لله آیة اکبر منی‏»برای خداوند نشانه‏ای بزرگتر از من نیست. چنان که چیزی بزرگتر از مجموع جهان نیست. یا امیرالنحل
 

 

......................خدا طی یه معجزه به من زندگی دوباره داد ..................

سپاس..........

سپاس......

سپاس...

و هزاران سپاس ای خدا.

 

+ در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:40 AM  با مدیریت بهاره/ذ  | 

 

شهادت امام علی (ع) تسلیت باد

 

 

 ضربت خوردن

امام علی سحر شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، از خانه به سوی مسجد روانه شد. ابن ملجم از آغاز آن شب در کمین وی بود. او (طبق معمول) به مسجد آمد و مثل همیشه خفتگان را برای نماز بیدار می‌کرد، ابن ملجم در میان خفتگان بیدار بود. وی خود را به خواب زده و کارش را پنهان نموده بود که ناگهان برخاست و به علی حمله کرد و شمشیر زهرآگین خود را بر فرق علی وارد نمود.

در روایات دیگر این گونه‌است که بعد از اینکه امام علی در محراب مشغول خواندن نافله صبح یا نمار صبح شد و هنگامی که از سجده رکعت اول بر می‌خواست، ابن ملجم با شمشیر زهر آلود بر فرق او، همان جایی که قبلا در جنگ خندق توسط عمرو بن عبدود زخم برداشته بود، زد^ و علی فریاد زد: «قسم به پروردگار کعبه رستگار شدم.»

 

+ در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 2:56 AM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
؟!

 

 

. ......با آل علی هر که در افتاد ورافتاد...... . 

 

+ در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:12 PM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
 

سلام.نمي دونم واسه خودم متأسف باشم يا واسه ............ .
مي خواستم به عرضتون برسونم اين وبلاگ واسه هميشه  تعطيل ميشه.نه به خاطر اينکه ازش خسته شدم .نه به خاطر اينکه کم اوردم.نه............... .
فقط به خاطر اين تعطيل ميشه چون نمي تونم بذارم هر کسي پاشو بذاره توش و هر حرفي دلش بخواد بزنه.نميتونم ببينم حرمت اين وبلاگ به دست آدماي کم ظرفيت و بي شخصيت شکسته بشه.حرمت صاحب اين وبلاگ.کسي که به خاطرش اين وبلاگ راه اندازي شده.امام اميرالنحل.................امام علي(ع)................. .

از وقتی تو این جشنواره ی لعنتی رتبه اوردم وبلاگم به جهنم تبدیل شده.سه برابر پیامهای عمومی من پیام خصوصی داشتم که دو سومشون دعواهو فحش و تهدید( به آبرو ریزی ـ به اسید پاشی) و تهمت و هزارو یک چیز دیگه بوده.این یعنی چی؟........... .بعضی از پیاما اونقدر افتضاح و دور از ادب و اخلاق و شرع بوده که من وقتی یادشون میوفتم خجالت میکشم.کاش می شد چندتا از بدتریناشو واستون بذارم بخونین.اما حیف که نمیتونم.تا تونستن تهمت زدن تا تونستن از بدترین کلمات و فحش ها استفاده کردن.۵تا از پیامایی رو که از لحاظ اخلاقی از بقیه بهتر بودن رو واستون می ذارم ببینین اینا تازه خوباشه.اما من با نهایت احترام باهاشون برخورد کردم.یا سکوت کردم یا.......... .اما تا کی؟تا کی بذارم هر کی هرچی دوس داشت بگه و اینجارو به گند بکشه و بره؟نه.... .واسه اینکه خیال همه راحت بشه میام این جایزه ۲۰۰/۰۰۰ تومن نه کربلا(کربلایی در کار نبود خیال همه تخت) رو برمیگردوم به مسئولین.

حالا دیگه سکوت بسه.

یا امام علی.... .خودت می دونی که من این وبلاگو بخاطر جایزه درس نکرده بودم.من عاشق این وبلاگم.یا امام علی.... الان که دارم این متنو مینویسم چشام پر اشکه.از خجالت.از تو.از اینکه نتونستم سرمو پیشت بالا نگه دارم.یا امام علی........... .اینجارو تعطیل میکنم فقط به احترام تو.

یا امام علی....... نفرینشون نمی کنم.دعاشون میکنم.ازت میخوام کمکشون کنی خودشونو بشناسن.کمکشون کنی حق الناس و حق النفس یاد بگیرن.کمکشون کن............ .

هیچ وقت تنهاشون نذار............ .

خداحافظ.


 
 سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت: 21:28 توسط:رضا
بي شعور آخه اين چه سايتيه جايزه اصلا حقت نبود

خدا از کلوت در بياره

من از تو خيلي بهترم
اصلا وارد نيستي
و خيلي افتضاحي

زشت بد قيافه
 وب سايت       
ولادت امام امير النحل بر تمامي شيعيان عزيز مبارک باد.

 
 

 سه شنبه 14 آبان1387 ساعت: 15:31 توسط:pishiashrafi
خوب كه چي؟منظورت چيه از ساختن اين وبلاگ؟ خيييييييلي آماتوري بچه.
 وب سايت   ايميل    


  چهارشنبه 13 خرداد1388 ساعت: 10:20 توسط:...............
نمي دونم پارتي داشتي ؟پول بهشون دادي ؟ چي کار کردي که وبلاگ تو با اين همه بي نظمي و نداشتن قالب مرتب و نداشتن خلاصه مطلب و ... مشکل ديگه از وبلاگ بنده بهتر شده و تو مسابقه وبلاگ نويسي اول شده .
از تمام خوانندگان اين مطلب مي خواهم در مورد اين که وبلاگ من بهتره يا اين خانوم نظر بدن تا بعضي عا بفهمند .
    


 سه شنبه 9 تير1388 ساعت: 17:55 توسط:....................
من همون پسره هستم که به نتايج وبلاگ نويسي معترض هستم .
تو مسابقه وبلاگ نويسي آقاي کسرايي که نميشه دخالت کرد چون هميشه برندش معلومه کيا مي شن !!
مي خواستم شما رو به يک مسابقه (مبارزه ) تو يه مسابقه وبلاگ نويسي ( که آقاي کسرايي توش هيچ کاره هست ) دعوت کنم .
مي خواستم ببينم جايي که دو طرف بي طرف هستيم حق به کي مي رسه ؟
آيا حق به حق دار مي رسه ؟
..::ضمنا جواب (خير) به منزله شکست شما در مسابقه وبلاگ نويسي هست ::..
   [ نظر خصوصي ]  


 دوشنبه 22 تير1388 ساعت: 22:5 توسط:....................
با سلام.
اميدوارم حالت خوب باشه.
اميدوارم منو يادت نرفته باشه (که مطمئنا" رفته !!)
خواستم تبريک بگم .
هرچند همان روز از راهي ديگه تبريک گفتم و احتمالا" به دستت نرسيده.
به هر حال...
به وبلاگ تو و موفقيتت کاري ندارم.
اما در مورد خودم خواستم بگم که در حقم نامردي شد.
وبي با مقام اول ايران و سوم خاورميانه از سايت (الکسا)
و سابقه 5 ساله ، نه جزو 5 نفر اول نه جزو وبلاگ هاي برتر !!!
بلکه جزو نفرات فعال !!!!!! بشه ديگه....
اين يعني تلاش 5 ساله من را به سخره گرفتند و از کنارش رد شدند!
مهم نيست و آنها هم مهم نيستند ، مهم خود آدمه که به خودش و کار خودش ايمان داره.

فقط خواستم بگم در کشوري تماما" مذهبي که ما در آن زندگي ميکنيم
مسائل ديني و افراد مذهبي و عقايد آنها ، هميشه در اولويت بوده و خواهد بود...!
بازم که گفتم اونا براي من اصلا مهم نيستن چون در سطح من نبودن و نيستند !
اونا براي من مثل شاگردايي هستند که 3 سال پيش تو کلاسهام شرکت داشتند و آموزش ميديدند!
مهم خود منم و کارمو تلاشم.
بدروود. 
     

.

.

.

.

.

اینا یک صدم پیاما بود.گلچین شدن.قابل نمایش بودن.

 

+ در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 1:43 AM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
 

راز بگشا اي‌ عليّ مرتضي‌ 

اي‌ پس‌ از سوءُ القَضا حُسْنُ القَضا

 يا تو واگو آنچه‌ عقلت‌ يافته‌ است

يا بگويم‌ آنچه‌ بر من‌ تافته‌ است‌

 از تو بر من‌ تافت‌ چون‌ داري‌ نهان

مي‌فشاني‌ نور چون‌ مه‌ بي‌زبان‌

 ليك‌ اگر در گفت‌ آيد قرص‌ ماه‌

شبروان‌ را زودتر آرد به‌ راه‌

 از غلط‌ ايمن‌ شوند و از ذهول

بانگ‌ مه‌ غالب‌ شود بر بانگ‌ غول‌

 ماه‌ بي‌گفتن‌ چو باشد رهنما

چون‌ بگويد شد ضيا اندر ضيا

 چون‌ تو بابي‌ آن‌ مدينة‌ علم‌ را 

چون‌ شعاعي‌ آفتاب‌ حلم‌ را

 باز باش‌ اي‌ باب‌ بر جوياي‌ باب

تا رسند از تو قُشور اندر لُباب

 باز باش‌ اي‌ باب‌ رحمت

تا ابد بارگاه‌ ما لَهُ كُفْوًا أحَدْ

از: مولونا جلال الدين بلخي رومي

 

فرا رسیدن سیزدهم رجب ، ولادت فرخنده مولای متقیان،

امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام

خدمت تمامی دوستان و عاشقان

تبریک و تهنیت باد!

باشد که رهروان راستینی برای ان بزرگوار باشیم.

التماس دعا

آدرس یک فلش زیبا در رابطه با ولادت امام امیرالنحل

http://www.imam-sadiq.net/Monasebat/m_imam1.asp

(حتماْ ببینید)

 

+ در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 9:13 PM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
 


  سلام دوستای گلم. کنکور تموم شد راحت شدیم.ایشالله همه ی کسایی که کنکور داشتن هرچی و هر جا دوس دارن قبول شن.منم ایشالله قبول شم. راستش سر کنکور هنر وقتی سوال های  ادبیات رو میزدم یهو به این سوال رسیدم..............

متن زیر با کدام بیت ارتباط مفهومی ندارد.؟
"روز چهارم به کویی فرو میشد.مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود و انواع فسق و فجور در او موجود.چنان که انگشت نای گشته بود.خواست که او را ببرد اندیشه ای به دلش برامد که به ظاهر حکم نباید کرد.روا بود که او را قدری و پایگاهی بود"
1)مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست         کمر به خدمت سلطان ببند و صوفی باش
2)وز انچه خیر خداوند بر تو می باشد           تو نیز در قدم بندگان او می باش.
3)به عین عجب و تکبر نگه به خلق مکن        که دوستان خدا ممکن اند در او باش
4)مقام صالح و فاجر هنز پیدا نیست            نظر به حسن معاد است نه به حسن معاش

.................. کلاً یادم رفت سر کنکورمو وقت دروس عمومی کمه.چند دقیقه غرق این سوال بودم.نمی فهمیدم اصلاٌ دورو برم چه خبره.این سوال حرف دل منو خیلیای دیگرو میزد.همونجا تصمیم گرفتم بنوسمش.از مراقب کاغذ خواستم اما بهم نداد گفت تقلب محسوب میشه.با این که فهمیدم نوشتنش تقلبه اما پشت کارتم نوشتمش و کش رفتمش.کلی وقت کم آوردم.فقط به 3 تست از تستای زبان تونستم جواب بدم متآسفانه.............. .

این موضوع خیلی وقتا موضوع بحث من و خیلی از دوستای نتی و غیر نتیم  بوده. (ظاهر بینی)
چکیده ای از بحثامون: من ادمایی رو میشناسم که هزارو یک ریش دارن اما................... .
من خانومایی رو میشناسم که چادورین اما............... .
من جوونای سوسولی رو میشناسم که 3 ساعت جلو آینه مو اتو میکنن اما نمازشون ترک نمیشه.
من دخترایی رو میشناسم که 7 قلم ارایش می کنن اما اهل هیچ رابطه ی نا مشروعی نیستن.
خیلی دخترا و پسرای سوسول رو خودمون تو محرم میبینیم که کلی عزاداری می کنن.با همون تیپ و قیافشون.خیلی دختراهو پسرای به ظاهر معقول رو میبینیم که ایام محرم میان خیابون فقط واسه دید زدن.
اما همه نه............. .اینو گفتم که گناه کسی شسته نشه خدایی نکرده........... .

مگه آدمیکه  به ظاهر خودش بیشتر میرسه حق نداره بره مسجد؟عزاداری کنه؟یا مسابقات احکام و نهج و البلاغه اینا شرکت کنه یا وبلاگ مذهبی بنویسه؟هان؟


توی خیلی از سایت ها و وبلاگها به ایم موضوع اشاره کردن...... .نمونش:(حتماً ببینین چی گفتن.)

http://khosh.parsiblog.com/-287357.htm

http://www.iranianlastwar.blogfa.com/cat-3.aspx

شما چی میگین؟ آدم باید زود و سریع قضاوت کنه؟
میگن بعضی از مردم عقلشون به چشمشونه(ظاهر بین) شما چطور؟

تست خود شناسی ( ایا شما ادم ظاهربینی هستید) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه تست تشریف ببرین به ادامه مطلب...... .

یه یاداوری از طرف خواهر کوچولوتون:

تو این دورو زمونه هیچ وقت به ظاهر کسی نیگا نکن و قضاوت کن.مواظب باش هیچ وقت گناه کسیو پاک نکنی.به عقلت رجوع کن.اول بشناس بعد قضاوت کن.مبادا مدیون کسی بشی..............!!!!!!!!

 

یا علی.............

 


ادامه مطلب
+ در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:26 PM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
 

سلام دوستای خوبم.ممنونم از اینکه این همه به من لطف دارین.تبریکای شما به من روحیه میده.من باید از خیلی ها تشکر کنم که در ساخت این وبلاگ منو راهنمایی کردنو کمکم کردن.

این گلهای قشنگ تقدیم همه ی شما عزیزان.

راستش هدف من از راه اندازی این وبلاگ این بود که:

اولاً:متأسفانه خیلی از هم سن و سالای ما (در کل جوونا) از اینکه بخوان در مورد مسائل دینی حرف بزنن می ترسن و فک میکنن کلاسشونو میاره پایینو ننگه واسشون.میخواستم بهشون بگم بابا این ننگ نیست.این افتخارمونه.با افتخار سرتونو بگیرین بالا بگین ما مسلمونیم. و در این راه حتی از جونتون بگذرین.مثل خیلی ها............... .

 

دوماً:یه روز که یه تحقیق دینی در مورد ائمه داشتم به چندین سایت که مراجعه کردم دیدم اکثر سایتای مذهبی خشک و بی روحن.بدون قالب با یه بک گروند سفید و متن مشکی.واقعاً خسته مننده بود.تصمیم گرفتم یه وبلاگ مذهبی شاد بسازم که بازدید کننده ها با علاقه بخوننش.

 

+ در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 2:22 AM  با مدیریت بهاره/ذ  | 

 

علي عليه السلام سمبْل توليد و كار

- تو ميداني اميرالمؤمنين از چه جهت ما را به خانه اش دعوت كرده است؟

- من، چيزي نمي دانم. فقط چشمانم به آن كيسه بزرگ پر از پولي است كه پاي غلام علي با آن برخورد كرد.

- آيا مي داني علي اينهمه پول را از كجا آورده است؟

- چرا از خودش نمي پرسي؟

- يا علي! اين پولهاي زياد كجا بوده است؟

- اين پولها از آن كسي است كه مال ندارد.

- منظور علي از اين جمله چه بود؟

- يادت هست كه چندي قبل، علي با پيراهن كهنه اي از كنار ما رد شد و ما با لحني تمسخرآميز و متلك گونه فقر و و تهي دستي علي را به رخ او كشيديم. غلامش مي گفت پس از آن جريان، علي به او گفته است امسال خرماها را به فقرا ندهد. بلكه خرماها را به بازرگانان بفروشد و پول آنها را جمع كند. حال هم ما را در اينجا جمع كرده است تا به ما بفهماند كه او مردي دارا و ثروتمند است. اما با بخشيدن اموالش به فقرا، چيزي از آن را براي خود نگاه نمي دارد.

احتمالاً، حال هم قصد دارد اين پولها را ........ .

بقیه در ادامه مطلب......... .

 


ادامه مطلب
+ در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 0:31 AM  با مدیریت بهاره/ذ  | 
بگشا به سراپرده ي جان باب علي را سرمشق خود اي دل بکن آداب علي را
(عضو کانون وبلاگ نویسان جوان موسسه جوانه های مهر ایران)

آيت الله بهجت  ره امام خميني ره